السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
426
تفسير الميزان ( فارسي )
ترجمه آيات براى ايشان مثلى بزن : دو مرد كه يكى را دو باغ داده بوديم از تاكها و آن را به نخلها احاطه كرده بوديم و ميان آن زرع كرده بوديم ( 32 ) . هر دو باغ ميوه خويش را مىداد و به هيچ وجه نقصان نمىيافت ، و ميان باغها نهرى بشكافتيم ( 33 ) . و ميوه ها داشت پس به رفيق خود كه با وى گفتگو مىكرد گفت : من از جهت مال از تو بيشتر و به عده از تو نيرومندترم ( 34 ) . و به باغ خود شد در حالى كه ستمگر به نفس خويش بود گفت گمان ندارم كه هيچ وقت اين باغ نابود شود ( 35 ) . گمان ندارم رستاخيز به پا شود ، و اگر به سوى پروردگارم برند سوگند كه در آنجا نيز بهتر از اين خواهم يافت ( 36 ) . رفيقش كه با او گفتگو مىكرد گفت : مگر به آنكه تو را از خاك آفريد و آن گاه از نطفه و سپس به صورت مردى بپرداخت كافر شده اى ( 37 ) . ولى او خداى يكتا و پروردگار من است و هيچ كس را با پروردگار خود شريك نمىكنم ( 38 ) . چرا وقتى به باغ خويش در آمدى نگفتى هر چه خدا خواهد همان شود كه نيرويى جز به تاييد خدا نيست ، اگر مرا بينى كه به مال و فرزند از تو كمترم ( 39 ) . باشد كه پروردگارم بهتر از باغ تو به من دهد ، و به باغ تو از آسمان صاعقه ها فرستد كه زمين باير شود ( 40 ) . يا آب آن به اعماق فرو رود كه جستن آن ديگر نتوانى ( 41 ) . و ميوه هاى آن نابود گشت و بنا كرد دو دست خويش به حسرت آن مالى كه در آن خرج كرده بود زير و رو مىكرد كه تاكها بر جفته ها سقوط كرده بود ، و مىگفت اى كاش هيچ كس را با پروردگار خويش شريك نپنداشته بودم ( 42 ) . و او را غير خدا گروهى نباشد كه يارىاش كنند ، و يارى خويش كردن نتواند ( 43 ) . در آنجا يارى كردن خاص خداى حق است كه پاداش او بهتر و سرانجام دادن او نيكتر است ( 44 ) . براى آنها زندگى اين دنيا را مثل بزن ، چون آبى است كه از آسمان نازل كردهايم و به وسيله آن گياهان زمين پيوسته شود ، آن گاه خشك گردد و بادها آن را پراكنده كند ، و خدا به همه چيز توانا